جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fordern
[past form: forderte]
01
مطالبه کردن, تقاضا کردن، درخواست کردن
Etwas bestimmt und deutlich verlangen, oft mit Nachdruck oder Autorität
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
fordere
سومشخص مفرد
fordert
وجه وصفی حال
fordernd
گذشته ساده
forderte
اسم مفعول
gefordert
مثالها
Er forderte eine Erklärung für das Verhalten.
او خواستار توضیحی برای رفتار شد.



























