جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
flüstern
01
نجوا کردن
Sehr leise sprechen, sodass nur nahe Personen es hören können
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
flüstere
سومشخص مفرد
flüstert
وجه وصفی حال
flüsternd
گذشته ساده
flüsterte
اسم مفعول
geflüstert
مثالها
Sie flüsterten im Kino, um niemanden zu stören.
آنها در سینما زمزمه میکردند تا کسی را آزار ندهند.



























