جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fern
01
دور
Räumlich weit entfernt
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
am fernsten
شکل تفضیلی
ferner
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Vom Gipfel sieht man die fernsten Berge der Region.
از قله، دورترین کوههای منطقه دیده میشود.



























