جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
erwidern
01
پاسخ دادن, جواب دادن
Eine Antwort auf eine Frage, Bemerkung oder Kritik geben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
erwidere
سومشخص مفرد
erwidert
وجه وصفی حال
erwidernd
گذشته ساده
erwiderte
اسم مفعول
erwidert
مثالها
Ich wusste nicht, was ich ihm auf seinen Vorwurf erwidern sollte.
نمیدانستم چه پاسخی به اتهامش بدهم.



























