جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ergänzen
01
تکمیل کردن, اضافه کردن، کامل کردن، پر کردن
Etwas hinzufügen, um es vollständig zu machen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
er
فعل پایه
gänzen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
ergänze
سومشخص مفرد
ergänzt
وجه وصفی حال
ergänzend
گذشته ساده
ergänzte
اسم مفعول
ergänzt
مثالها
Er ergänzte seine Antwort mit einem Beispiel.
او پاسخ خود را با یک مثال تکمیل کرد.



























