جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
erfordern
01
نیاز داشتن, ضرورت داشتن
Etwas als notwendige Bedingung haben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
er
فعل پایه
fordern
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
erfordere
سومشخص مفرد
erfordert
وجه وصفی حال
erfordernd
گذشته ساده
erforderte
اسم مفعول
erfordert
مثالها
Das Gesetz erfordert eine schriftliche Zustimmung.
قانون نیازمند رضایت کتبی است.



























