جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
entzaubern
01
طلسم شکستن, جادوزدایی کردن
Eine magische Wirkung oder Illusion aufheben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ent
فعل پایه
zaubern
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
entzaubere
سومشخص مفرد
entzaubert
وجه وصفی حال
entzaubernd
گذشته ساده
entzauberte
اسم مفعول
entzaubert
مثالها
Das Geheimnis des Zaubers wurde schließlich entzaubert.
راز جادو در نهایت افشا شد.



























