جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
entdecken
01
پیدا کردن, کشف کردن
Etwas zum ersten Mal finden oder bemerken
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ent
فعل پایه
decken
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
entdecke
سومشخص مفرد
entdeckt
وجه وصفی حال
entdeckend
گذشته ساده
entdeckte
اسم مفعول
entdeckt
مثالها
Ich habe einen Fehler entdeckt.
من یک اشتباه کشف کردم.



























