جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
einstig
01
سابق, قبلی
Früher bestehend oder vorhanden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
صرفپذیر
مثالها
Der einstige Präsident lebt jetzt im Ausland.
رئیسجمهور سابق اکنون در خارج از کشور زندگی میکند.



























