جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Einschränkung
01
محدودیت
Etwas, das den Umfang oder die Freiheit von etwas begrenzt
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Einschränkung
شکل جمع
Einschränkungen
مثالها
Es gibt neue Einschränkungen für den Verkehr.
محدودیتهای جدیدی برای ترافیک وجود دارد.



























