جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Durchschnitt
01
میانگین
Ein mathematischer oder allgemeiner Mittelwert
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Durchschnitt(e)s
شکل جمع
Durchschnitte
مثالها
Der Durchschnitt der Temperaturen war 18 ° C.
میانگین دماها 18 درجه سانتیگراد بود.
درخت واژگانی
durchschnitt
durch
schnitt



























