جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Der Dunst
01
مه, مه رقیق
Ein leichter Nebel oder Feuchtigkeit in der Luft
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل ملکی
Dunstes
مثالها
Im Sommer gibt es oft Dunst am Horizont.
در تابستان، اغلب مهای در افق وجود دارد.



























