جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
da
01
اینجا, آنجا
Zeigt auf einen Ort
مثالها
Ich war gestern da.
من دیروز آنجا بودم.
02
در این لحظه, همین حالا، همان لحظه، در آن لحظه
Betont einen genauen Moment
مثالها
Da begann es zu schneien.
درست در آن لحظه برف شروع به باریدن کرد.
da
01
چون, از آنجایی که
Führt einen Grund ein
مثالها
Da du Hunger hast, lass uns essen.
Da تو گرسنهای، بیا بخوریم.


























