جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
betragen
01
بودن, (مقدار مشخصی) بودن
Eine bestimmte Menge, Zahl oder Summe ausmachen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
be
فعل پایه
tragen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
betrage
سومشخص مفرد
beträgt
وجه وصفی حال
betragend
گذشته ساده
betrug
اسم مفعول
betragen
مثالها
Die Kosten betragen genau 250 Euro.
هزینهها دقیقاً به 250 یورو میرسد.



























