جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
besitzen
01
مالک بودن, داشتن، در مالکیت داشتن
Etwas als Eigentum haben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
be
فعل پایه
sitzen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
besitze
سومشخص مفرد
besitzt
وجه وصفی حال
besitzend
گذشته ساده
besaß
اسم مفعول
besessen
مثالها
Sie besitzt zwei Autos.
او صاحب دو ماشین است.



























