جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
basteln
01
با دست درست کردن, صنایع دستی درست کردن، ساختن
Mit den Händen etwas selbst herstellen, oft kleine Gegenstände oder Kunstwerke
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
bastle
سومشخص مفرد
bastelt
وجه وصفی حال
bastelnd
گذشته ساده
bastelte
اسم مفعول
gebastelt
مثالها
Wir basteln Geschenke für Weihnachten.
ما برای کریسمس هدیه دستساز درست میکنیم.



























