جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
aus sein
01
تمام شدن, تعطیل شدن، به پایان رسیدن
Zu Ende oder vorbei sein
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
بیقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
aus
فعل پایه
sein
فعل کمکی
sein
اولشخص مفرد
bin aus
سومشخص مفرد
ist aus
وجه وصفی حال
ausseiend
گذشته ساده
aus war
اسم مفعول
aus gewesen
مثالها
Der Film ist gleich aus.
فیلم تقریباً تمام شده است.
02
خاموش بودن
Nicht eingeschaltet oder nicht mehr in Betrieb sein
مثالها
Der Fernseher ist aus.
تلویزیون خاموش است.



























