استخدام کردن
تنگی
انگلستان
انگلیسی • انگلیسی
هورن انگلیسی,ابوا انگلیسی
دانش زبان انگلیسی
کمبود
نوه [مذکر]
نوه [مونث]
زیاد
گروه هنری
دلتنگ شدن
فقدان
پیدا کردن
کشف شدن
کشف
اردک
باز کردن
پاک کردن
مسافت
بیگانه کردن
ازخودبیگانگی
ربودن
آدمربایی
ملاقات کردن
جلوی کسی/چیزی را گرفتن
مبارزه کردن
گریختن
مزد
سمزدایی کردن
محتوی بودن
اشتیاق
در آوردن هستهها
لباس درآوردن
تضعیف کردن
در طول
آشکار کردن
مرخص کردن
اخراج
کمک کردن
برائت
دستمزد پرداختن
مزد
دلسرد کردن
(خرت و پرت) دور ریختن
آبگیری کردن
آبمیوهگیری
خسارت
تصمیم گرفتن
تصمیم
تصمیمگیری
تصمیم گرفتن
مصمم
عزم
رمزگشایی کردن
بخشیدن
عذر
مبهوت
دور انداختن
آرامیدن
آرامشبخش
آرام
آرامش
مطابقت داشتن
بر طبق
سرچشمه گرفتن
ایجاد شدن
بیهسته کردن
ناامید کردن
مأیوسکننده
ناامیدی
یا...یا
طراحی کردن
پیشرفت کردن
رشد
کشور در حال توسعه
فرآیند توسعه
طرح
نسخه پیشنویس
طلسم شکستن
سلب کردن
خواندن
التهاب
جامع
صرع (بیماری)
حماسی
عصر
او
ایجاد کردن
وراثت
بهارث بردن
ارثی
نابینا شدن
شکوفه کردن
استفراغ
ارث