accumuler
01
جمع کردن, گرد آوردن
语法信息
规则
02
تلمبار کردن, توده کردن، روی هم انباشتن
例子
Cette famille a accumulé de la nourriture avant la tempête de neige.
03
جمع کردن (پول), اندوختن (پول و ثروت)
例子
Accumuler les richesses.
جمع کردن, گرد آوردن
تلمبار کردن, توده کردن، روی هم انباشتن
جمع کردن (پول), اندوختن (پول و ثروت)