déranger
01
مزاحمت ایجاد کردن, مزاحم شدن
文法情報
不規則
助動詞
avoir
現在分詞
dérangeant
過去分詞
dérangé
02
وضع (چیزی را) بهم ریختن, به هم ریختن
例
Ne dérange pas les dossiers sur mon bureau
03
خود را به زحمت انداختن, زحمت کشیدن
例
Ne vous dérangez pas.
مزاحمت ایجاد کردن, مزاحم شدن
وضع (چیزی را) بهم ریختن, به هم ریختن
خود را به زحمت انداختن, زحمت کشیدن