جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le point noir
01
نقطه سیاه, کمدون
petit bouchon de sébum et de cellules mortes qui obstrue un pore de la peau, souvent sur le visage
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
points noirs
مثالها
Il a plusieurs points noirs sur le nez.
او چند جوش سرسیاه روی بینیاش دارد.



























