جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
contresigner
01
پای (چیزی را) امضا کردن, -
-
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
باقاعده
فعل کمکی
avoir
مثالها
Le directeur doit contresigner le contrat avant son entrée en vigueur.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پای (چیزی را) امضا کردن, -