l'œil
Pronunciation
/œj/

تعریف و معنی "œil"در زبان فرانسوی

L'œil
[gender: masculine]
01

چشم

partie du corps qui sert à voir
l'œil definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
yeux
مثال‌ها
Ferme un œil et vise bien.
یک چشم را ببند و خوب نشانه بگیر.
02

دیدگاه, نظر، دید

façon de voir ou de juger quelque chose
مثال‌ها
Elle voit le monde avec un œil d' artiste.
او جهان را با چشم یک هنرمند می‌بیند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه