جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'étourderie
01
حواسپرتی, گیجی
tendance à être distrait, à oublier ou négliger des choses
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Elle a laissé tomber le livre par étourderie.
او کتاب را به دلیل بیدقتی انداخت.



























