جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'étalage
01
پز (دادن), نمایش اغراقآمیز
action de montrer quelque chose de manière ostentatoire
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Elle a fait un étalage de ses talents artistiques.
او یک نمایش از استعدادهای هنری خود به راه انداخت.



























