جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'épidémie
01
شیوع, همهگیری (بیماری، رفتار)، بیماری همهگیر
propagation rapide d'une maladie qui touche un grand nombre de personnes dans une région ou une population donnée
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
épidémies
مثالها
L'épidémie de grippe a touché des milliers de personnes cet hiver.
اپیدمی آنفولانزا هزاران نفر را در این زمستان تحت تأثیر قرار داد.



























