جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'énergie
01
انرژی, نیرو، قدرت
force physique ou mentale pour agir ou faire un effort
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Après une bonne nuit de sommeil, j'ai retrouvé toute mon énergie.
بعد از یک شب خواب خوب، تمام انرژی خود را باز یافتم.



























