جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'émission
01
برنامه (رادیو، تلویزیون)
programme diffusé à la radio ou à la télévision
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
émissions
مثالها
J'ai regardé une émission intéressante hier soir.
پخش برنامهای است که در رادیو یا تلویزیون پخش میشود.
02
پخش, انتشار
action de rejeter ou de projeter dehors un liquide, un gaz ou une autre substance
مثالها
Une émission de gaz a été détectée près du volcan.
یک انتشار گاز در نزدیکی آتشفشان شناسایی شد.



























