جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'égalité
01
برابری, مساوات، برابر
état de ce qui est égal ou équivalent en valeur, droit ou quantité
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Ils défendent l' égalité des droits pour tous.
آنها از برابری حقوق برای همه دفاع میکنند.
02
امتیاز برابر, دوس (تنیس)، برابر در امتیاز 40
situation où deux équipes ou joueurs ont le même score
مثالها
Les deux équipes sont en égalité après le premier temps.
دو تیم پس از نیمه اول در وضعیت مساوی هستند.



























