جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
échauffer
01
گرم کردن خود (برای ورزش)
activer ses muscles et son corps avant une activité physique
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
جدانشدنی
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
échauffe
اولشخص جمع
échauffons
اولشخص زمان آینده
échaufferai
وجه وصفی حال
échauffant
اسم مفعول
échauffé
اولشخص جمع زمان ناقص
échauffions
مثالها
Elle s' échauffe dix minutes avant de danser.
او ده دقیقه قبل از رقص گرم میکند.



























