جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vrai
01
درست, راست
conforme à la réalité ou à la vérité, exact
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus vrai
شکل تفضیلی
plus vrai
درجهپذیر
مفرد مذکر
vrai
جمع مذکر
vrais
مفرد مؤنث
vraie
جمع مؤنث
vraies
مثالها
La réponse à cette question est vraie.
پاسخ این سوال درست است.
02
واقعی, حقیقی
qui correspond à la réalité, authentique
مثالها
C'est un vrai ami depuis de nombreuses années.
او یک دوست واقعی برای سالهای زیادی است.
Le vrai
01
حقیقت, واقعیت
ce qui correspond à la réalité ou à la vérité
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Il cherche toujours le vrai dans les histoires qu'on lui raconte.
او همیشه در داستانهایی که برایش تعریف میشود، حقیقت را جستجو میکند.



























