la voyance
voyance
vwajɑ̃s
vvayaas

تعریف و معنی "voyance"در زبان فرانسوی

La voyance
01

غیبگویی

l'art de prédire l'avenir ou de percevoir des événements cachés 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثال‌ها
Elle consulte la voyance pour savoir ce qui va arriver. 

او برای دانستن آنچه اتفاق خواهد افتاد به غیب‌گویی مشورت می‌کند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه