جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La violation
01
تجاوز, نقض، تخطی
action de ne pas respecter une loi, une règle ou un droit
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
violations
مثالها
Ils ont été punis pour violation des règles de l' école.
آنها به دلیل تخطی از قوانین مدرسه مجازات شدند.



























