جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le vernissage
01
افتتاحیه نمایشگاه نقاشی
événement d'inauguration d'une exposition artistique, souvent réservé aux invités
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
vernissages
مثالها
Elle a assisté au vernissage de la galerie hier soir.
او دیشب در ورنیساژ گالری شرکت کرد.



























