جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La verdure
01
سرسبزی, سبزی
végétation verte et luxuriante
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Après la pluie, la verdure paraît plus éclatante.
پس از باران، سبزی درخشانتر به نظر میرسد.
02
سبزی (خوردن)
légumes-feuilles comestibles, souvent crus
مثالها
Ce marché propose de la verdure bio locale.
این بازار سبزیجات ارگانیک محلی ارائه میدهد.



























