جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vaincre
01
غلبه کردن, فائق آمدن
triompher ou réussir à surmonter quelqu'un ou quelque chose
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
vaincs
اولشخص جمع
vainquons
اولشخص زمان آینده
vaincrai
وجه وصفی حال
vainquant
اسم مفعول
vaincu
اولشخص جمع زمان ناقص
vainquions
مثالها
Elle a vaincu sa peur de parler en public.
او بر ترس خود از سخنرانی در جمع غلبه کرد.



























