جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tuer
01
کشتن, به قتل رساندن
faire mourir quelqu'un ou un animal volontairement ou accidentellement
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
tue
اولشخص جمع
tuons
اولشخص زمان آینده
tuerai
وجه وصفی حال
tuant
اسم مفعول
tué
اولشخص جمع زمان ناقص
tuions
مثالها
Le suspect a tué la victime hier soir.
مظنون دیشب قربانی را کشت.



























