جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le tarif
01
نرخ, تعرفه
prix fixé pour un service, un produit ou une prestation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
tarifs
مثالها
Le tarif du billet de train a augmenté cette année.
تعرفه بلیت قطار امسال افزایش یافته است.



























