جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
séjourner
01
اقامت کردن, ماندن
rester quelque temps dans un lieu
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
séjourne
اولشخص جمع
séjournons
اولشخص زمان آینده
séjournerai
وجه وصفی حال
séjournant
اسم مفعول
séjourné
اولشخص جمع زمان ناقص
séjournions
مثالها
Elle a séjourné dans un petit hôtel en Italie.
او در یک هتل کوچک در ایتالیا اقامت کرد.



























