جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le séisme
01
زلزله, زمینلرزه
mouvement brusque de l'écorce terrestre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
séismes
مثالها
Les séismes sont fréquents dans cette zone tectonique active.
زمینلرزهها در این منطقه تکتونیکی فعال مکرر هستند.
02
ولوله, قشقرق
bouleversement émotionnel violent
مثالها
Son discours provoqua un séisme dans l' assemblée.
سخنرانی او در مجمع زلزلهای بهپا کرد.



























