جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
surveiller
01
تحت نظر گرفتن, پاییدن، نظارت کردن، حواس (کسی) به (چیزی) بودن
-
اطلاعات دستوری
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
surveillant
اسم مفعول
surveillé
02
سنجیدن, سبکسنگین کردن
-
LanGeek
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تحت نظر گرفتن, پاییدن، نظارت کردن، حواس (کسی) به (چیزی) بودن
سنجیدن, سبکسنگین کردن
LanGeek