جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
soigné
01
مرتب, پاکیزه، آراسته
qui montre un souci de propreté et d'organisation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
le plus soigné
شکل تفضیلی
plus soigné
درجهپذیر
مفرد مذکر
soigné
جمع مذکر
soignés
مفرد مؤنث
soignée
جمع مؤنث
soignées
مثالها
Il garde son classeur très soigné.
او پوشهاش را بسیار مرتب نگه میدارد.



























