جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sauver
01
نجات دادن, رهانیدن، رهایی بخشیدن
اطلاعات دستوری
فعل کمکی
avoir
وجه وصفی حال
sauvant
اسم مفعول
sauvé
مثالها
Il a sauvé son ami de la noyade en le tirant hors de l' eau.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نجات دادن, رهانیدن، رهایی بخشیدن