جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le salaud
01
آدم پست, آدم بیشرف، آدم رذل
personne méprisable, malhonnête ou vile
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
salauds
مثالها
Les salauds qui ont volé cette voiture seront punis.
رذلها که این ماشین را دزدیدند، مجازات خواهند شد.
salaud
01
پست, بیشرف، رذل
qui est méprisable, ignoble dans son comportement
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus salaud
شکل تفضیلی
plus salaud
درجهپذیر
مفرد مذکر
salaud
جمع مذکر
salauds
مفرد مؤنث
salaude
جمع مؤنث
salaudes
مثالها
Elle a fait une remarque salaude pendant la réunion.
او در جلسه یک اظهار نظر پست کرد.



























