جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La salive
01
بزاق, آب دهان
liquide produit dans la bouche qui aide à digérer les aliments
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Elle a craché un peu de salive.
او کمی بزاق تف کرد.



























