جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le rôle
01
نقش
la fonction ou la tâche qu'une personne ou une chose a
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
rôles
مثالها
Il joue un rôle important dans l'équipe.
او یک نقش مهم در تیم ایفا میکند.



























