جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La rose
01
گل رز, گل سرخ
une fleur souvent rouge, symbolisant l'amour
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
roses
مثالها
Il lui a offert des roses rouges pour son anniversaire.
او برای تولدش گلهای رز قرمز به او هدیه داد.
rose
01
صورتی
de la couleur claire entre le rouge et le blanc
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus rose
شکل تفضیلی
plus rose
درجهپذیر
مفرد مذکر
rose
جمع مذکر
roses
مفرد مؤنث
rose
جمع مؤنث
roses
مثالها
Elle porte une robe rose.
او یک لباس صورتی پوشیده است.



























