جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
restaurer
01
بازسازی کردن, مرمت کردن، تعمیر کردن
redonner à quelque chose son état ou son apparence d'origine
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
restaure
اولشخص جمع
restaurons
اولشخص زمان آینده
restaurerai
وجه وصفی حال
restaurant
اسم مفعول
restauré
اولشخص جمع زمان ناقص
restaurions
مثالها
Ce tableau a été restauré par un expert.
این نقاشی توسط یک متخصص مرمت شده است.



























