جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le renvoi
01
اخراج, بیرون کردن
-
اطلاعات دستوری
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Renvoi d'un élève
02
عودت, برگرداندن
عودت
مثالها
Renvoi de marchandise
03
آروغ, -
آروغ
مثالها
Quand le repas fut terminé des renvois bruyants se succédèrent
04
ارجاع, تعویق
ارجاع
مثالها
Le juge a décidé le renvoi du dossier.



























