جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le renflement
01
برآمدگی
gonflement localisé visible
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
renflements
مثالها
Un renflement anormal est apparu sur le pneu.
یک برآمدگی غیرعادی روی لاستیک ظاهر شد.



























